اصطلاحات نظام فنی و اجرایی پروژه ها- قسمت اول -مدیریت پروژه

اصطلاحات نظام فنی و اجرایی پروژه ها مجموعه ای از اطلاعات و اصطلاحات استاندارد در مباحث فنی و اجرایی کشور می باشند که دانستن این تعاریف و اطلاعات بصورت دقیق و استاندارد می تواند باعث ایجاد هماهنگی بیشتر بین دستگاه های مختلف اجرایی پروژه ها گردد. دانستن اصطلاحات نظام فنی و اجرایی بعنوان مفاهیم بنیادی، مناسب کلیه مهندسین و علاقمندان به مباحث مدیریتی و سازمانی می باشد.

اصطلاحات نظام فنی و اجرایی

قسمت اول از این مقاله به  خلاصه ای ازمفاهیم اساسی  و پرکاربرد در مبحث مدیریت پروژه و اصطلاحات نظام فنی و اجرایی مربوط به آن اختصاص یافته است.

مدیریت- Management

مدیریت به فعالیت های هماهنگ شده جهت هدایت و کنترل یک سازمان گفته می شود.اصطلاح مدیریت گاهی اشاره به افراد دارد. یعنی یک شخص یا گروهی از اشخاص کهبرای هدایت و کنترل یک سازمان دارای اختیارات و مسئولیتهایی هستند. هنگامی که مدیریت به اینمعنا به کار برده میشود بایستی همواره با یک توصیفگر (صفت و یا مضاف الیه) به کار رود تا از در همآمیختن آن با مفهوم مدیریت که در بالا ذکر شده است اجتناب شود. برای مثال “مدیریت باید …” یک غلط مصطلح است در حالی که “مدیریت رده بالا باید …” صحیح است.

مدیر- Manager

  • شخصی که مسئول اداره سازمانی است و دارای اقتدار استفاده از منابع سازمان نظیر پول، نیروی کار یا وسایل در جهت پیشبرد اهداف سازمان می باشد.
  • شخصی که وظایف وی شامل برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و تصمیم گیری در راستای نیل بهاهداف سازمانی است.

خدمات مدیریت- Service Management

هر خدمتی که در یاری رساندن به عملکرد بهتر مدیریت موثر باشد مانند سیستم اطلاعات مدیریتی و غیره.

علم مدیریت- Management science

علم مدیریت شامل مواد زیر می باشد:

  • بکارگیری روشهای علمی، به ویژه روش کمی در اجرای مدیریت.
  • بکارگیری نقطه نظرات علوم رفتاری یا علم اجتماعی در مطالعه مدیریت.

ساز وکار- Mechanism

  • فرایند یا فنی برای رسیدن به یک نتیجه که گاهی اوقات به وسیلۀ عمل یا تلاش حاصلمیشود.
  • عملیات ذهنی و فکری که از اثر آن نتیجه ای به دست آید

سازمان- Organization

گروهی از افراد و تسهیلات همراه با ترتیب مربوط به مسئولیت ها، اختیارات و روابط آنها.
مثال: شرکت، مجتمع (صنعتی، تجاری، خدماتی و غیره)، اداره، بنگاه، مؤسسه، بنگاه خیریه، انجمن،تجارتخانه یا بخش یا ترکیبی از آنها

مجری طرح- Project Executive Manager

شخصی است حقیقی که به نمایندگی از سوی دستگاه اجرایی مسئولیت تهیه و اجرای طرح های عمرانی را عهده دار می شود.

زیرساخت- Infrastructure

سیستم تسهیلات، تجهیزات و خدمات مورد نیاز برای انجام فعالیتهای یک سازمان.

ساختار تفکیک فعالیت های طرح- (Work Breakdown Structure(WBS

تقسیم بندی، طبقه بندی و تفکیک فعالیتهای طرح بر حسب نوع فعالیتها، مسئولیت انجام آنها، منابع وعوامل انجام آنها، محل انجام آنها و بالاخره علت انجام آنها، ساختار تفکیک فعالیتهای طرح نامیده می شود.

عملیات- Operations-Performances

هریک از عملیات کلی پروژه، به دسته ای از کارهای عمده مشابه و همگن تفکیک و تقسیم می شوند که به آنها عملیات گفته می شود. مهم ترین عملیات در پروژه هایی مانند احداث نیروگاه ها، پالایشگاه ها، سدها، فرودگاه ها، مجتمع های کشت و صنعت و پروژه های احداث کارخانه ها که پس از مرحله تعریف پروژه انجام می شوند، عبارتند از:

  •  طراحی مفهومی
  •  طراحی پایه
  •  طراحی تفصیلی
  •  انتقال دانش فنی پروژه ها
  •  تهیه اسناد مناقصه و قراردادها، انتخاب مشاوران و پیمانکاران و انعقاد قرارداد
  •  سفارش و خرید کالا
  •  ساخت کالا
  •  حمل کالا
  •  ابینه و ساختمان
  •  نوسازی و تعمیر کالای دست دوم (در پروژه هایی که از تجهیزات دست دوم استفاده میکنند)
  •  نصب
  •  آزمایش و راه اندازی
  •  تجهیز و آماده سازی کارگاه
  •  سیستم های اطلاعاتی دوران ساخت و بهره برداری
  •  آموزش و استخدام نیروی انسانی

فعالیت- Activity

هر یک از فعالیتهای اصلی به کارهای مشخص و معین قابل کنترلی تقسیم می شود که آنها رافعالیت می نامند. هر یک از عوامل و ارکان پروژه، در ساختار عملیاتی پروژه خود بنابرضرورت های کاری، فعالیتها را ایجاد و تعریف خواهند کرد.

نظام، سامانه یا سیستم- System

  • مجموعه ای از اجزای به هم وابسته که به علت این وابستگی، کلیت جدیدی را به دست می آورد و ازنظم و سازمان مخصوصی پیروی و در جهت تحقق هدف خاصی فعالیت می کند.
  •  مجموعه ای از روشها،رویه ها و شیوه ها که با یکدیگر در تعاملند و یک کل متشکل را به وجود می آورند.

نظام جامع برنامه ریزی و کنترل پروژه- Planning and Project Control Total System

مجموعه ای است از فرایندها، روشها و دستورالعمل ها که مسئولیتها، وظایف کلی و شرح خدمات عوامل دست اندرکار پروژه را برای انجام فعالیتهایی به شرح زیر تعریف و تبیین میکند:

  •  شناخت اهداف، محیط و دامنه کار پروژه.
  • برنامه ریزی پایه و راهبردی پروژه.
  •  برنامه ریزی کلان، تفصیلی و عملیاتی پروژه.
  •  کنترل کلان، تفصیلی و عملیاتی پروژه.

کنترل- Control

روش یا وسیله ای برای هدایت و تنظیم یک فرایند یا سلسله ای از رویدادها.

کنترل پروژه-Project Control

کنترل پروژه عبارت است از بررسی تاریخ های واقعی شروع و یا خاتمه فعالیتها و روابط بین آنها،بررسی موارد مهم و بحرانی و تنگناها و مشکلات پروژه، کنترل پیشرفت پروژه و مقایسه آن با برنامه،تحلیل وضعیت مالی پروژه، تهیه و بررسی شاخص پیشرفت و عملکرد پروژه یا کنترل منابع اجرای پروژه.

سقف هزینه-Cost limit

مبلغی است که کارفرما می خواهد پروژه یا بخشی از پروژه در آن محدوده اجرا شود.

هزینه مستقیم پروژه- Direct Project Cost

مجموع هزینه های نیروی انسانی، ماشین آلات و تجهیزات و مواد و مصالح مستقیمی را که مورداستفاده فعالیتهای پروژه قرار میگیرد، هزینه مستقیم پروژه می گویند. کلیه هزینه هایی را که کارفرما به مشاوران و پیمانکاران پروژه برای انجام فعالیتهای منظور شده در برنامه زمانی پرداخت میکند،  جزء هزینه مستقیم پروژه میباشد.

هزینه غیرمستقیم پروژه- Indirect Project Cost

مجموع هزینه هایی که برای فراهم آوردن شرایط لازم جهت اجرای پروژه صرف میشود مانندهزینه های حقوق و دستمزد مدیر پروژه، حقوق و دستمزد ناظران، هزینه های امور اداری و دفتری، هزینهاجاره محل، هزینه رفت و آمد و اقامت کارشناسان مقیم در کارگاه، هزینه های کسورات قانونی و ماننداینها را اقلام هزینه غیر مستقیم پروژه می گویند.

کیفیت- Quality

  • میزانی که مجموعه ای از ویژگی های ماهیتی الزامات و یا خواسته ها را برآورده میکند.
  • مزیتی در کالا که موجب رضایت مشتری یا مصرف کننده میشود. وقتی یک کالا یا خدمت بامشخصاتی که برایش تعیین شده است، مطابقت داشته باشد.

نکته: اصطلاح” کیفیت” ممکن است همراه با یک صفت از قبیل ضعیف، خوب یا عالی به کاربرده شود .

کنترل کیفیت-Quality Control

  • بخشی از مدیریت کیفیت که بر برآورده کردن الزامات و یا خواسته های مربوط به کیفیت تمرکز دارد.
  • فعالیت هایی که به منظور اطمینان و تأیید کیفیت مشخصی برای محصول یا خدمت انجام می شود.

ممیزی-Audit

فرایندی نظام یافته، مستقل و مدون به منظور بدست آوردن شواهد ممیزی و ارزیابی آنها بصورت عینی جهت تعیین میزانی که معیارهای ممیزی برآورده می شوند.

بازخور- Feedback

  • اصلی در وظیفه نظارت که در مدیریت و رفتار سازمانی کاربرد دارد. بر اساس این اصل اطلاعات مربوط به بازده یک نظام، به مدیریت برگشت داده می شود و مدیر میتواند نتایج به دست آمده را باهدف های تعیین شده مقایسه کند و در صورت مشاهده تفاوت بین آن دو، اقدامهای اصلاحی بعمل آورد.
  • یکی از عوامل اصلی در فرایند کنترل که اطلاعاتی را در جهت تصمیم گیریها در سازمان فراهممی نماید. بازگشت اطلاعات خروجی هر سیستم به عنوان اطلاعات ورودی به منظور اصلاح سیستم.

تامین کننده-Supplier

سازمانی است که فراورده هایی را برای مشتری تهیه می کند. در شرایط قراردادی تأمین کننده رامیتوان پیمانکار نیز نامید. تأمین کننده برای نمونه میتواند تولید کننده، پخش کننده، وارد کننده، مونتاژکننده و یا سازمان خدماتی باشد. به علاوه تأمین کننده میتواند داخل یا خارج از سازمان باشد.

پایان بخش اول اصطلاحات نظام فنی و اجرایی

جهت مطالعه ادامه این مبحث به دانشنامه آهنباکس مراجعه نمائید با مباحث بیشتری در زمینه اصطلاحات نظام فنی و اجرایی آشنا شوید.

 

فراوانی علم و آگاهی همواره بر شما جاری باد.

آهنباکس مرجع آنلاین قیمت میلگرد و آهن آلات